حميد احمدى

168

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

واقعه حرّه جنبشى شيعى نبود ، اما كاملًا متأثر از واقعه كربلا و نهضت عاشورا بود . امام سجاد عليه السلام همراه خانواده‌اش و تعدادى از مردم مدينه براى در امان ماندن از هجوم و تجاوزات امويان ، به بيرون شهر در منطقه يَنبُع رفتند . « 1 » حتى مروان كه از دشمنان امام و اهل‌بيت عليهم السلام بود ، همسر و دخترش را به امام عليه السلام سپرد تا در غارت و هجوم شهر به آنان آسيبى نرسد و حضرت نيز به آنها پناه داد . « 2 » اقدام ديگر امام عليه السلام در اين واقعه دلخراش ، شفاعت ايشان از جمع زيادى از مردم بود كه فرمانده سپاه يزيد در صدد اعدام آنان بود كه به آزادى آنان منجر شد . با آنكه مسلم بن عقبه قبل از ملاقات با امام عليه السلام به شدت به او و خاندانش بدگويى مىكرد ، با مواجهه با امام عليه السلام منقلب شد و به خواست ايشان تن در داد . خود در مقابل پرسش اطرافيانش در مورد برخورد دوگانه‌اش مىگويد : وقتى على بن حسين را ديدم ، قلبم سرشار از رعب و وحشت شد . « 3 » واقعه حرّه هولناك‌ترين جنايتى بود كه پس از كربلا براى فرونشاندن مردم عليه حكومت روى داد . ديگر اقدام مهم در مدينه ، اقدام اعتراض‌آميز زنان در مدينه بود : وقتى يزيد تصميم گرفت پس از واقعه حرّه ، ابن‌سعد فرمانده سپاه ابن‌زياد در كربلا را فرماندار مدينه كند ، آنان نوحه خوان و شيون كنان در مسجد تجمع كردند و گفتند : چگونه مىخواهند قاتل امام حسين عليه السلام را بر مدينه حاكم كنند ؟ ! جمعى از مردان نيز با مشاهده اعتراض زنان با آنان همراه شدند و بدين‌رو حكومت از اين تصميم منصرف شد . « 4 » در حقيقت اين اولين حركت شيعى بعد از شهادت امام حسين عليه السلام بود . قيام توابين يكى از بازتاب‌هاى نهضت امام حسين عليه السلام جنبش توابين بود كه هسته رهبرى آن را شيعيان كوفه تشكيل مىدادند . پس از شهادت امام حسين عليه السلام در همان روزهاى نخست ، شيعيان سخت به خود لرزيدند و از كوتاهى خود در حق آن امام عليه السلام اندوهگين شدند و دريافتند كه متهم به ننگ ابدىاند . از اين‌رو ، فكر آنكه با كشته شدن يا كشتن قاتلان و رهبران آن جنايت هولناكْ مورد

--> ( 1 ) . سيد محسن امين ، اعيان الشيعة ، تحقيق حسن امين ، ج 1 ، ص 636 . ( 2 ) . بنگريد به : محمد بن جرير طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ج 7 ، ص 409 ؛ على بن محمد ( ابن‌اثير ) ، الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 112 و 113 . ( 3 ) . ابوالحسن على بن حسين مسعودى ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ج 3 ، ص 71 . ( 4 ) . همان ، ص 80 .